امروز: جمعه 2 اسفند 1398
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
بلوک کد اختصاصی

تحقیق در مورد از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری (ادبیات پهلوی در سه قرن اول هجری)

تحقیق در مورد از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری (ادبیات پهلوی در سه قرن اول هجری) دسته: تاریخ و ادبیات
بازدید: 1 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 73 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 100

تحقیق در مورد از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری ( ادبیات پهلوی در سه قرن اول هجری) در 100 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

قیمت فایل فقط 8,800 تومان

خرید

توضیحات :

تحقیق در مورد از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری ( ادبیات پهلوی در سه قرن اول هجری) در 100 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

چنانكه میدانیم زبان رسمی و ادبی ایران در دوره ساسانی لهجه پهلوی جنوبی یا پهلوی پارسی بود. این لهجه در دربار و ادارات دولتی و حوزه روحانی زرتشتی چون یك زبان رسمی عمومی بكار میرفت و در همان حال زبان و ادب سریانی هم در كلیساهای نسطوری ایران كه در اواخر عهد ساسانی تا برخی از شهرهای ماوراءالنهر گسترده شده است، مورد استعمال داشت.
پیداست كه با حمله عرب و بر افتادن دولت ساسانیان برسمیت و عمومیت لهجه پهلوی لطمه‏ای سخت خورد لیكن بهیچ روی نمیتوان پایان حیات ادبی آن لهجه را مقارن با این حادثه بزرگ تاریخی دانست چه از این پس تا دیرگاه هنوز لهجه پهلوی در شمار لهجات زنده و دارای آثار متعدد پهلوی و تاریخی و دینی بوده و حتی باید گفت غالب كتبی كه اكنون بخط و لهجه پهلوی در دست داریم متعلق ببعد از دوره ساسانی است.
تا قسمتی از قرن سوم هجری كتابهای معتبری بخط و زبان پهلوی تألیف شده و تا حدود قرن پنجم هجری روایاتی راجع بآشنایی برخی از ایرانیان با ادبیات این لهجه در دست است و مثلاً منظومه ویس و رامین كه در اواسط قرن پنجم هجری بنظم درآمده مستقیماً از پهلوی بشعر فارسی ترجمه شده و حتی در قرن هفتم «زرتشت بهرام پژدو» ارداویرفنامه پهلوی را بنظم فارسی درآورد.
در سه چهار قرن اول هجری بسیاری از كتب پهلوی در مسائل مختلف از قبیل منطق، طب، تاریخ، نجوم، ریاضیات، داستانهای ملی، قصص و روایات و نظایر آنها بزبان عربی ترجمه شد و از آنجمله است: كلیله و دمنه، آیین نامه، خداینامه، زیج شهریار، ترجمه پهلوی منطق ارسطو، گاهنامه، ورزنامه و جز آنها.
در همین اوان كتبی مانند دینكرت، بندهشن، شایست نشایست،ارداویرافنامنه، گجستك ابالش، یوشت فریان، اندرز بزرگمهر بختكان، مادیگان شترنگ، شكند گمانیك و یچار و امثال آنها بزبان پهلوی نگاشته شد كه بسیاری مطالب مربوط بایران پیش از اسلام و آیین و روایات مزدیسنا و داستانهای ملی در آنها محفوظ مانده است. مؤلفان این كتب غالباً از روحانیون زرتشتی بوده و باین سبب از تاریخ و روایات ملی و دینی ایران قدیم اطلاعات كافی داشته‏اند. از این گذشته در تمام دیوانهای حكام عرب در عراق و ایران و ماوراءالنهر تا مدتی از خط و لهجه پهلوی استفاده میشده است.
با همه این احوال پیداست كه غلبه عرب و رواج زبان دینی و سیاسی عربی بتدریج از رواج و انتشار لهجه پهلوی میكاست تا آنجا كه پس از چند قرن فراموش شد و جای خود را بلهجات دیگر ایرانی داد.
خط پهلوی هم بر اثر صعوبت بسیار و نقص فراوان خود بسرعت فراموش گردید و بجای آن خط عربی معمول شد كه با همه نقصهایی كه برای فارسی زبانان داشت و با همه نارسایی بمراتب از خط پهلوی آسانتر است.
بهمان نسبت كه لهجه پهلوی رسمیت و رواج خود را از دست میداد زبان عربی در مراكز سیاسی و دینی نفوذ می‏یافت و برخی از ایرانیان در فراگرفتن و تدوین قواعد آن كوشش میكردند اما هیچگاه زبان عربی مانند یك زبان عمومی در ایران رائج نبود و بهیچ روی بر لهجات عمومی و ادب ایرانی شكستی وارد نیاورد و عبارت دیگر از میان همه ملل مطیع عرب تنها ملتی كه زبان خود را نگاه داشت و از استقلال ادبی محروم نماند ملت ایرانست.

از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری --> نفوذ لغات عربی در لهجات ایرانی

پیداست كه این نفوذ سیاسی و دینی و همچنین مهاجرت برخی از قبایل عرب بداخله ایران و آمیزش با ایرانیان و عواملی از این قبیل باعث شد كه لغاتی از زبان عربی در لهجات ایرانی نفوذ كند. این نفوذ تا چند قرن اول هجری بكندی صورت میگرفت و بیشتر ببرخی از اصطلاحات دینی (مانند: زكوة، حج، قصاص...) واداری(مانند: حاكم، عامل، امیر، قاضی، خراج...) و دسته‏یی از لغات ساده كه گشایشی در زبان ایجاد میكرد یا بر مترادفات میافزود(مانند: غم، راحت، بل، اول، آخر...) منحصر بود و حتی ایرانیان پاره‏ای از اصطلاحات دینی و اداری عربی را ترجمه كردند مثلاً بجای «صلوة» معادل پارسی آن «نماز» و بجای «صوم» روزه بكار بردند.
در این میان بسیاری اصطلاحات اداری(دیوان، دفتر، وزیر...) و علمی(فرجار، هندسه، استوانه، جوارشنات، زیج، كدخداه...) و لغات عادی لهجات ایرانی بسرعت در زبان عربی نفوذ كرد و تقریباً بهمان نسبت كه لغات عربی در لهجات ایرانی وارد شد از كلمات ایرانی هم در زبان تازیان راه یافت.
باید بیاد داشت كه نفوذ زبان عربی بعد از قرن چهارم هجری و خصوصاً از قرن ششم و هفتم ببعد در لهجات ایرانی سرعت و شدت بیشتری یافت.
نخستین علت این امر اشتداد نفوذ دین اسلام است كه هر چه از عمر آن در ایران بیشتر گذشت نفوذ آن بیشتر شد و بهمان نسبت كه جریانهای دینی در این كشور فزونی یافت بر درجه محبوبیت متعلقات آن كه زبان عربی نیز یكی از آنهاست، افزوده شد.
دومین سبب نفوذ زبان عربی در لهجات عربی در لهجات ایرانی خاصه لهجه دری، تفنن و اظهار علم و ادب بسیاری از نویسندگانست از اواخر قرن پنجم به بعد.
جنبه علمی زبان تازی نیز كه در قرن دوم و سوم قوت یافت از علل نفوذ آن در زبان فارسی باید شمرده شد.
این نفوذ از حیث قواعد دستوری بهیچروی(بجز در بعض موارد معدود بی اهمیت) در زبان فارسی صورت نگرفته و تنها از طریق مفردات بوده است و حتی در مفردات لغات عربی هم كه در زبان ما راه جست براههای گوناگون از قبیل تلفظ و معنی آنها دخالتهای صریح شد تا آنجا كه مثلاً بعضی از افعال معنی و وصفی گرفت (مانند:لاابالی= بی‏باك. لایعقل= بی‏عقل، لایشعر= بی‏شعور، نافهم...) و برخی از جمعها بمعنی مفرد معمول شده و علامت جمع فارسی را بر آنها افزودند مانند: ملوكان، ابدالان، حوران، الحانها، منازلها، معانیها، عجایبها، موالیان، اواینها...
چنانكه در شواهد ذیل می‏بینیم:
ببوستان ملوكان هزار گشتم بیش گل شكفته برخساركان تو ماند
(دقیقی)
وگر بهمت گویی دعای ابدالان نبود هرگز با پای همتش همبر
(عنصری)
گر چنین حور در بهشت آید همه حوران شوند غلمانش
(سعدی)
زنان دشمنان در پیش ضربت بیاموزند الحانهای شیون
(منوچهری)
بیابان درنورد و كوه بگذار منازلها بكوب و راه بگسل
(منوچهری)
من معانیهای آنرا یاور دانش كنم گر كند طبع تو شاها خاطرم را یاوری
(ازرقی)
گذشته از این نزدیك تمام اسمها و صفتهای عربی را كه بفارسی آوردند با علامتهای جمع فارسی بكار بردند(مانند: شاعران، حكیمان، زائران، امامان، عالمان. نكتها، نسخها، كتابها...)
بدین جهات باید گفت لغات عربی كه در زبان فارسی آمده بتمام معنی تابع زبان فارسی شده و اصولاً تا اواخر قرن پنجم جمعهای عربی نیز بنحوی كه امروز میان ما معمول است تقریباً مورد استعمالی نداشته است.

از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری --> آغاز ادب فارسی

اگر چه ادبیات پهلوی در برابر نفوذ و رسمیت زبان عربی اندك اندك راه ضعف و فراموشی می‏پیمود لیكن لهجات محلی دیگر ایران با آمیزش با زبان عربی آماده ایجاد ادبیات كامل و وسیعی میگردید و از آنجمله بود لهجه آذری، لهجه كردی، لهجه فارسی(معمول در فارس)، لهجات مركزی ایران، لهجه طبری، لهجه گیلی و دیلمانی، لهجه سگزی، لهجه خراسانی، لهجه سغدی، لهجه خوارزمی و جز آن.
لهجه عمومی مشرق ایران و شعب آن از این میان ثروتمندترین لهجه‏های ایرانی بود و چون بازمانده لهجه‏های ادبی مهمی مانند پهلوی اشكانی (پهلوی شمالی)، سغدی قدیم، تخاری و خوارزمی قدیم بود بزودی و با كوچكترین رسمیت سیاسی می‏توانست بهترین وسیله ایجاد ادبیات جدیدی در ایران گردد و این امر خوشبختانه بیاری یعقوب سر لیث صفار(254ـ265) مؤسس سلسله مشهور صفاری در اواسط قرن سوم هجری بشرحی كه در تاریخ سیستان بتفصیل آمده است صورت گرفت و با ظهور شاعرانی مانند محمد بن وصیف سگزی دبیر یعقوب و بسام كورد(كرد) از خوارج سیستان كه بصلح نزد یعقوب رفته بود و محمد بن مخلد سگزی از فاضلان عهد یعقوب نخستین اشعار عروضی پارسی سروده شد .


از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری --> آغاز ادب فارسی

اگر چه ادبیات پهلوی در برابر نفوذ و رسمیت زبان عربی اندك اندك راه ضعف و فراموشی می‏پیمود لیكن لهجات محلی دیگر ایران با آمیزش با زبان عربی آماده ایجاد ادبیات كامل و وسیعی میگردید و از آنجمله بود لهجه آذری، لهجه كردی، لهجه فارسی(معمول در فارس)، لهجات مركزی ایران، لهجه طبری، لهجه گیلی و دیلمانی، لهجه سگزی، لهجه خراسانی، لهجه سغدی، لهجه خوارزمی و جز آن.
لهجه عمومی مشرق ایران و شعب آن از این میان ثروتمندترین لهجه‏های ایرانی بود و چون بازمانده لهجه‏های ادبی مهمی مانند پهلوی اشكانی (پهلوی شمالی)، سغدی قدیم، تخاری و خوارزمی قدیم بود بزودی و با كوچكترین رسمیت سیاسی می‏توانست بهترین وسیله ایجاد ادبیات جدیدی در ایران گردد و این امر خوشبختانه بیاری یعقوب سر لیث صفار(254ـ265) مؤسس سلسله مشهور صفاری در اواسط قرن سوم هجری بشرحی كه در تاریخ سیستان بتفصیل آمده است صورت گرفت و با ظهور شاعرانی مانند محمد بن وصیف سگزی دبیر یعقوب و بسام كورد(كرد) از خوارج سیستان كه بصلح نزد یعقوب رفته بود و محمد بن مخلد سگزی از فاضلان عهد یعقوب نخستین اشعار عروضی پارسی سروده شد .


قرن چهارم، عصر سامانی و بویی

اهمیت قرن چهارم در علوم و ادبیات

قرن چهارم بر تارك تاریخ ایران چون تاجی درخشنده است كه بانواع گوهرهای تابان مزین باشد. این گوهرهای درخشان علم و ادب مردان بزرگی مانند محمد بن زكریای رازی و ابو نصر فارابی و احمد بن عبدالجلیل سگزی و ابونصر عراق و علی بن عباس مجوسی اهوازی و ابوسهل مسیحی و رودكی و شهید بلخی و دقیقی و ابن العمید و ابن عباد و قابوس و بدیع الزمان همدانی و ابوبكر خوارزمی و بسیاری از رجال نامبردار مانند ایشانند كه فرصت شمارش همه آنان در این وجیزه نیست. در پایان این قرن سه تن از مفاخر عالم انسانی یعنی ابوریحان بیرونی و ابوعلی بن سینا و ابوالقاسم فردوسی وارث همه ترقیات و پیشرفتهای ایرانیان در علوم و ادبیات شدند و قسمتی از آغاز قرن پنجم را نیز بنور وجود و آثار گرانبهای خود روشن داشتند.
این قرن همانطور كه دوره بلوغ علوم اسلامی و ادب عربی است بهمان نحو هم مهمترین و بارآورترین عهد ادب فارسی و عصر ظهور گویندگان بزرگ و فصیح در نواحی شرقی ایرانست. در نواحی دیگر ایران اگر چه گویندگانی مانند قابوس و مسته مرد(شاعر طبری زبان) و بندار رازی و منطقی رازی و غضائری رازی پدید آمده و بعضی از آنان تا اوایل قرن پنجم نیز زیسته و شاعری كرده‏اند لیكن عده آنان واهمیت ایشان بدرجتی نیست كه بتوانیم آنانرا همپایه شاعران خراسان و ماوراءالنهر یعنی حوزه فرمانروایی سامانیان بدانیم.

توجه سامانیان به زبان پارسی

خاندان سامانی یكی از خاندانهای اصیل ایرانست كه نسل آن ببهرام چوبین سردار مشهور ساسانی میرسید. شاهان این خاندان در احترام میهن و بزرگداشت مراسم ملی و احیاء سنن قدیم ایران و علی الخصوص در ترویج زبان پارسی حد اعلی كوشش را بكار میبردند و باین نظر در تشویق شاعران و نویسندگان و مترجمان نكته‏یی را فرو نمیگذاشتند مثلاً چون دیدند كه كلیله و دمنه پهلوی مدروس شده و ممكن است مردم ایران بر اثر رغبتی كه بدان دارند از ترجمه عربی آن كه بدست عبدالله پسر مقفع صورت گرفته بود استفاده كنند، بترجمه آن از تازی بنثر پارسی فرمان دادند و این كار در عهد سلطنت نصر بن احمد سامانی (301ـ 331 هجری) انجام شد و سپس بهمت وزیر او ابوالفضل بلعمی، رودكی شاعر مشهور آنرا از نثر بنظم پارسی در آورد، و یا چون دو كتاب مشهور محمد بن جریر الطبری (متوفی بسال 310) یعنی تاریخ الرسل و الملوك و جامع البیان تفسیر القرآن او در خراسان شهرت یافت، ابوصالح منصور بن نوح سامانی (350ـ366 هجری) نخستین را بهمت وزیر خود ابوعلی محمد بن ابوالفضل محمد بلعمی و دومین را بدست گروهی از فقیهان بپارسی درآورد و این هر دو ترجمه اكنون در دست و ار ذخایر گرانبهای ادب پارسی است.

قیمت فایل فقط 8,800 تومان

خرید

برچسب ها : تحقیق تاریخ , تاریخ تحقیق از انقراض حكومت ساسانی تا پایان قرن سوم هجری , حكومت ساسانی , قرن سوم هجری , انقراض حكومت ساسانی , ساسانی انقراض حكومت , حكومت قرن سوم , تحقیق تاریخ قرن سوم

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر